ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
18
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
او مردى دادگر ، خير و ديندار و دوستدار دانش و دانشمندان و متمايل به اهل دين بود . و به آنها ميرسيد و به خود نزديكشان ميكرد و چه اندازه سرگذشت او همانند داستان سعد بن معاذ انصارى است كه بيان آن پيش از اين در غزوهء خندق ياد كرديم و گفته شده است كه اين رويداد براى احمد بن على قراخان برادر طغان خان و بسال چهار صد و سه رخ داد . بيان پادشاهى برادرش ارسلان خان همين كه طغان خان درگذشت ، برادرش ابو المظفر ارسلان بجاى او بپادشاهى نشست و لقب او شرف الدوله بود . قدرخان ايوسف بن بغراخان ، هارون بن سليمان كه بخارا را در تصرف داشت . و پيش از اين ياد كردهايم به مخالفت با ارسلان خان سر برداشت . او از جانب طغان در سمرقند سمت نيابت او را داشت و به يمين الدوله نامه نوشت و از وى عليه ارسلانخان طلب يارى كرد . وى بر جيحون پلى از كشتيها ساخت و كشتيها را با زنجير به يكديگر به پيوست و از روى جيحون عبور كرد . پيش از آن چنين كارى انجام نشده بود و اين امر وى را عليه ارسلان خان يارى داد . از آن سوى يمين الدوله وى را بترساند و به بلاد خويش بازگشت و قدرخان و ارسلانخان با همديگر صلح كردند كه قصد قلمرو يمين الدوله و تقسيم آن ميان خودشان كنند و روى به بلخ نهادند . يمين الدوله از قصد آنها آگاه شد . و روى به آنها گذاشت . و هر دو گروه بجنگيدند و پايمردى نشان دادند ، سرانجام تركها شكست خوردند و از جيحون گذشتند و آنهايى كه در آن غرق شدند بيشتر از افرادى بودند كه نجات يافتند . پس از اين رويداد . رسولى از سرپرست خوارزم بدربار يمين الدوله رسيد كه حامل تهنيت دربارهء آن پيروزى بود . يمين الدوله پرسيد : از كجا آگاه شديد ؟ آن رسول بپاسخ گفت : از كثرت عمامهها ( در متن قلنسوه كه جمع آن قلانس آمده و آن نوعى از انواع متعدد عمامه و پارچهايست كه برنگهاى گوناگون بر سر مىپيچندم . ) كه آب آنها را آورده بود . يمين الدوله از جيحون گذشت . اهالى آن بلاد از عمليات سپاه يمين الدوله به قدرخان شكايت كردند . گفت : كار ميان ما و دشمن نزديك شده است .